mihanwebhost

اگر سایت پربازدید دارید و مایلید بدون داشتن دردسر مدیریت سرور های اختصاصی و مجازی به فعالیت خود ادامه دهید میهن وب هاست برای هر میزان بازدید شما هاست میزبانی نا محدود پرسرعت فراهم خواهد کرد,همچنین سرویس های هاست ارزان برای میزبانی سایت های معمولی با ارزانترین قیمت اماده شده اند. همین الان تماس بگیرید ۰۱۳۳۴۱۳

mihanwebhost.com mihanwebhost.com

طرح سوال

اگر در هر زمینه‌ای (نصب نرم افزار، نصب بازی، دانلود فیلم و سریال، مشکلات موبایلی و ...) واست سوال پیش اومده به راحتی می توی با کلیک کردن روی دکمه بالا به جوابت برسی

    نام :  زن زیادی
    نویسنده : جلال آل احمد
    زبان :فارسی
    تعداد صفحه :  ۱۷۲
    قالب کتاب : PDF
    حجم : 3.7    مگابایت

    توضیحات:زن زیادی نام یکی از مجموعه داستان‌های جلال آل احمد نویسندهٔ معاصر ایران است.
    این مجموعه در واقع جمع‌آوری همهٔ داستان‌های دربارهٔ زنان و با محوریت آنان در یک کتاب است، حال آنکه این داستان‌ها از تمامی آثار آل احمد گردآمده‌اند

    برای“دانلود کتاب زن زیادی اثر جلال آل احمد”به ادامه مطب مراجعه کنید

    «ننه جون شما هیچ کدوم یادتون نمیآدش. منو تازه دو سه سال بود به خونه شوور فرستاده بودن. حاج اصغرمو تازه از شیر گرفته بودم و رقیه رو آبستن بودم…» خاله این طور شروع کرد. یکی از شب‌های ماه رمضون بود که او به منزل ما آمده بود و پس از افطار، معصومه سلطان، قلیان کدویی گردویی گردن دراز ما را – که شب‌های روضه، توی مجلس بسیار تماشایی است – برای او آتش کرده بود ؛ و او در حالی که نی قلیان را زیر لب داشت، این گونه ادامه می‌داد: «… تو همین کوچه سیدولی – که اون وقتا لوح قبرش پیدا شده بود و من خودم با بیم رفتیم تموشا، قربونش برم! – رو یه سنگ مرمر یه زری، ده پونزده خط عربی نوشته بودن. اما من هرچه کردم نتونستم بخونمش. آخه اون وقتا که هنوز چشام کم سو نشده بود، قرآنو بهتر از بی بیم می خوندم. اما خط اون لوح رو نتونستم بخونم. آخه ننه زیر و زبر که نداش که… آره اینو می‌گفتم. تو همون کوچه، یه کارامسرایی بودش خیلی خرابه، مال یه پیرمردکی بود که هی خدا خدا می‌کرد، یه بنده خدایی پیدا بشه و اونو ازش بخره و راحتش کنه…» خاله پس از آن که یک پک طولانی به قلیان زد و معلوم بود که از نفس دادن قلیان خیلی راضی است، و پس از اینکه نفس خود را تازه کرد، گفت: «… اون وقتا تو محل ما یه دختر ترشیده‌ای بود، بهش بتول می گفتن. راستش ما آخر نفهمیدیم از کجا پیداش شده بود. من خوب یادمه روزای عید فطر که می‌شد، با ییشای صناری که از این ور و اون ور جمع می‌کرد، متقالی، چیتی، چیزی تهیه می‌کرد و میومد تو مسجد «کوچه دردار» و وقتی نماز تموم می‌شد، پیرهن مراد بخیه می‌زد. ولی هیچ فایده نداشت. بی چاره بختش کور کور بود. خودش می‌گفت: «نمی دونم، خدا عالمه! شاید برام جادو جنبلی، چیزی کرده باشن. من کاری از دستم بر نمیآدش. خدا خودش جزاشونو بده.» خلاصه یتیمچه بدبخت آخرسرا راضی شده بود به یه سوپر شوور کنه!»

    در ادامه بخوانید  دانلود کتاب داستان های زنان‎

    download دانلود کتاب امنیت پست الکترونیکی دانلود از لینک مستقیم  با حجم3.7  مگابایت

    password دانلود کتاب امنیت پست الکترونیکیپسورد : www.mihandownload.com

    url دانلود کتاب امنیت پست الکترونیکیمنبع : وب سایت میهن دانلود

    باکس دانلود
    QR Code
    راهنمای نصب
    توضیحات و مشخصات
    مشخصات
      سیستم مورد نیاز
      نویسنده: اسماعیل نژاد
      نظرات: بدون نظر
      هاست دانلود

      برچسب ها

      دیدگاه های کاربران

      به نکات زیر توجه کنید

      • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
      • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

      رزرو تبلیغات در این مکان

      مطالب بر اساس

      “askiran”
      رزرو تبلیغات در این مکان

      نرم افزار های ضروری